پسر بالغ نامادری جوان را در آشپزخانه گرفت و البته او را بیرون نداد. او کجا می رفت - آیا او برای تماشای فوتبال در تلویزیون با پدرش می رفت؟ بیدمشک او خیس از میل است. و زبان این سگ به او احساس خوبی می دهد، بسیار شیرین. عوضی نمی تواند جلوی خودش را بگیرد و پاهایش را باز می کند. و اگرچه پدرش حرف پسر را قطع کرد ، اما او به او قول داد که ادامه دهد. داشتن چنین نامادری خونسرد در خانه خوب است.
یک دختر باید از پدرش اطاعت کند وگرنه مجازات بلافاصله دنبال می شود. در غیر این صورت نظم و انضباط در خانه وجود نخواهد داشت. و این واقعیت که او بیدمشک او را چک می کند فقط کنترل والدین است. پدرش حق دارد بداند او با چه کسی معاشرت می کند، کجا می رود. با لعنت کردنش بهش نشون داد رئیس کیه خوب، شما نمی توانید مانند یک بربر با مشت روی میز بکوبید. به او سفت کردن و تقدیر از سینه هایش بهترین راه برای بزرگ کردن او و نشان دادن نگرانی پدرانه اش است!
به نحوی آن روز فوراً درست نشد - اول او را گرفتند، سپس به دهانش دادند. اگرچه اگر به جنبه روشن نگاه کنید، چه چیزی - بهتر بود در زندان بنشینید؟ هیچ دیک وجود ندارد، حتی یک کلمه. و با قضاوت از روی رفتارش، او عادت ندارد که خودش را انکار کند. یک ضربه زدن برای او یک تکه کیک است. تف به سرش می زند و سرو می کند. و نگهبان امنیتی - او فقط یک جستجو را ترتیب داد، بنابراین او به سرعت او را جمع کرد. پایان برای عوضی منطقی بود - دهانش پر از اسپرم و لب هایش با آن کثیف بود. و مثل گربه ای که به خامه ترش رسیده دمش را تکان می داد.
من عاشق fborav A